روزنامه شعر

«راوی خودآگاه»

 

از یک دیدگاه راوی را می‌توان به راوی خودآگاه و جایزالخطا تقسیم کرد.
راوی خودآگاه، آگاهانه مسیر روایت را به جایی می‌کشاند که مد نظرش است. بسیاری از رمان‌های کلاسیک با این نوع راوی نوشته شده‌اند. راوی ماجرایی را از سر گذرانده‌است و قصد دارد آن را بازگو کند. راوی از اتفاقات آگاه است و اطلاعات و رازهایش را با خواننده در میان می‌گذارد و نیتش آن است که خواننده را به همان نقطه‌ای برساند که خود می‌خواهد. راوی خود‌آگاه حضور پررنگ و برجسته‌ای را در روایت دارد و درواقع نوعی از راوی قهرمان به حساب می‌آید. رمان‌های فیلدینگ نمونه‌ی خوبی برای استفاده از راوی خودآگاه هستند.
فورستر معتقد است راوی خودآگاه که در آن نویسنده دستش را برای خواننده رو می‌کند، مشکلاتی برای متن ایجاد می‌کند. او می‌گوید:
“آیا نویسنده باید خواننده را محرم اسرار خویش سازد و راز خود را با او در میان بگذارد؟ بهتر است که چنین نکند. این عملی خطرناک است و معمولن به افت درجه حرارت به سستی و لختی ذهنی و عاطفی منجر می‌شود و از همه بدتر کار، قیافه‌ی مسخره پیدا می‌کند، گویی نویسنده از خواننده دعوت کرده‌است که به پشت صحنه برود و ببیند که عروسک‌ها را چگونه به حرکت درمی‌آورد.” و در مقابل راوی غیر موثق و غیر قابل اعتماد یا جایزالخطا (Fallible Narrator) یا (Unreliable Narrator) نویسنده‌ای است كه تفاسیر و قضاوت‌های او از مطالب، با اعتقادات مرسوم و متعارف منطبق نیست و خواننده در صحت و قبول گزارش‌ها و تحلیل‌های او مشكوك و مردد است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *