لحن‌گردانی - علی عبدالرضایی

همیشه در هر حرکت تازه شعری جای عناصر موجود در صحنه و حاشیه عوض می‌شود، مثلن وزن عروضی و قافیه که در صحنه شعر کلاسیک مستقر بود، در شعر سپید به حاشیه پرتاب شده‌اند و لحن و هارمونیِ متنی جای‌شان نشسته‌اند. در شعر موزون، لحن سطر به درستی ادا نمی‌شود چون کلمات تحت سیطره‌ی وزن قرار دارند و از آزادی خوانشی برخوردار نیستند. در شعر آزاد، لحن جایگزین وزن شده‌ست و این لحن است که ایجاد هارمونی می‌کند. لحن چیست؟ یک جور حضور آوایی-عاطفی‌ست که در صدا وجود دارد، انگلیسی‌ها به آن Tune می‌گویند، شما می‌توانید کلمه‌ی پاشو را با لحن‌های مختلف بخوانید، می‌توانید بگویید پاشو یا پاشووو! این‌که به چه نحوی این لحن را در سطر بنشانید تکنیک خاص خود را دارد، باید طوری در سطر بنشانیدش تا آن‌طور که دل‌تان می‌خواهد خوانده شود، اغلب شعرهایی که ساختار نامتمرکز دارند چند لحنی‌اند.
هر لحن همان‌طوری که چگونگی انجام فعل را بازگو می‌کند به متن تنوع خوانشی نیز می‌دهد. مثلن در یک شعر چندصدایی ممکن است چندین تِم را بیاورید، اتفاقن چندصدایی، چندلحنی هم هست، یعنی هر‌ صدایی که می‌آید لحن خاص خودش را نیز به همراه دارد ولی لحن‌گردانی ربطی به چندصدایی ندارد. مثلن در شعرِ «جنگ جنگ تا پیروزی» لحن‌های مختلفی وجود دارد،
«باشد!
هرچه در این خانه دارم
مال تو
جز آن که بیرون در است»
در همین شروع شعر، «باشد» با لحن خاص خودش که خوانده شود، موجب ایجاد نوعی آوای عاطفی و حسی می‌کند و اگر به طرز ديگري خوانده شود، این حسیت خاص را در خواننده ایجاد نخواهد کرد. به دو سطر زیر از همان شعر جنگ جنگ تا پيروزي توجه كنيد:
«مان! آرمانی هاستم! دختار نمیداهام تا شامَلو باشوی
بازانی طافلی پادار فرداسی دار بایاری!»
همان‌طور كه مي‌بينيد؛ این‌جای شعر، صداي ديگري به متن دعوت شده كه اين صدا، خود داراي لحن است. به اين معنا كه مولف، لحن اين صدا را از لهجه‌ي صاحب صدا گرفته است و دو سطر با لهجه‌ (ارمني) نوشته شده كه ايجاد لحن كرده است، لحنی که مستتر در لهجه ارمنی‌ست و همان‌طوری که ادا می‌شود در شعر آمده.
درواقع این‌جا لحن جایگزین وزن و موزیکی شده که اغلب با تقطیع و کوتاه و بلند کردن سطرها حاصل می‌شود. مثلن شاملو در اغلب شعر‌هایش با مکثی که با تقطیع بین سطرها اتفاق می‌افتد ایجاد هارمونی می‌کند و کمتر در شعرش به لحن تنوع می دهد و اساسن ایجاد موزیک متنی با تقطیع سطرها دیگر از مد افتاده و در شعر نومدرنیستی کمتر از آن استفاده می‌شود. شما می‌توانید با استفاده از لحن در یک سطر بلند نیز تولیدِ موزیک کرده آن را در سرتاسر شعر پخش کنید. ایجاد تنوع لحنی در شعر یا اساسن نوشتن شعر چندلحنی یکی از اصلی‌ترین علاقه‌های شاعران نومدرنیست است. گاهی ما به نسبت تعداد صداهای شعری و تِم های مختلف، در شعر تعریفِ لحن می‌کنیم و مدام لحن راوی یا پرسوناژهای متنی را عوض می‌‌کنیم.
همچنین در یک شعر ما چند ‌تا راوی نداریم بلکه چند‌ تا کاراکتر داریم که هر کاراکتر باید لحن خاص خودش را داشته باشد، در شعر چند‌‌صدایی علاوه بر ‌این‌که لحن را عوض می‌کنیم، در فرم شعرهم دست مي‌بريم. لحن صدای شعر است، صدای تم و نفس شخصیت‌هاست (مثال دو سطر بالا از شعر جنگ جنگ تا پيروزي). لحن صدای حس‌ مخاطب‌ست، لحن‌گردانی به اين معناست كه شاعر با توجه به کاراکتر، یا فضای معنایی، لحن مناسب را انتخاب کرده و با توجه به تغییر فضای شعری در آن نیز دست ببرد. به چند سطر از شعر «بندرعباس» از كتاب «پاريس در رنو» توجه كنيد:
«گم شو! روزی زنی که زايمانی مشکوک داشت
گم شو! گاهی تمام دروازه‌های جنوب
گم شو! اين را تمام فاحشه‌ها می‌گويند اما نمی‌روم»
اين سه سطر كه در ابتداي تمام آن‌ها عبارت «گم‌شو» آمده است، بدون شك با لحني عادي و آرام خوانده نمي‌شود. و البته پتانسيل آن را دارد كه با صداي بالا و در عين حال با عصبانيت ادا شود. تنها ادای صداي بالا و حس عصبانيت است که در اين عبارت توليد لحن مي‌كند.
اساسن هر صدایی که وارد شعر می‌شود موزیک و فرم و اندیشه‌ی خاص خودش را داراست و ما ناگزیریم همه‌ی این‌ها را با زبان بیان کنیم. درشعر کلاسیک شما نمی‌توانید لحن را آن‌طور که فضای متن می‌طلبد اجرا کنید، چون وزن دست و پا گیر است و به شاعر اجازه‌ی همه جور ویراژ متنی را نمی‌دهد، خلاصه این‌که شاعر حرفه‌ای کسی‌ست که تبحّر خاصی در اجرای لحن‌های شعری دارد.


دیدگاه خود را ثبت کنید



* وارد کردن ایمیل اجباری است.بدرستی ایمیل راوارد کنید.
* وارد کردن نام اجباری است.بدرستی نام راوارد کنید.
* وارد کردن متن اجباری است. متن دیدگاه راوارد کنید.