نقد شعر - مجتبا دارابي


باری به هر جهتی!
اسکیموهایت را خرگوشی می‌بندی
نه شرقی، نه غربی
یکی به چپ، یکی به راست
سلام بانو!
تازگی چه خبر؟
استوایی بنوش به سلامتی
روز اگر روزها طول بکشد
آفریقا می‌نوشند همه
استوا ارزان‌تر تمام می‌شود برای سلامتی
گلگی ندارد
مگر کارد ِاستخوان‌گیری پیدا شود
کاردها به لبیک رسیده‌اند حتی
کو گوسفند؟
پیدا هم شود حلال نمی‌شود
با چاقویی که لب دارد!
کدام لبت را می‌توانم ببوسم؟
کدام یک را سنگ!؟
شیطان مفت ولی سنگ ...
مفتش هم نمی‌ارزد این روزها
اگر شش ماه ِدیگر روز بماند!
این‌جا یا جای من ‌است
یا جای من !
روز به هر حال می‌رود پی کارش
شب ِ پیدا پوشی اما ...
با آن همه رازهای زیبا
که برهنه راز می‌دارد!
راستش را می‌گویی با خیال راحت
کسی باور نمی‌کند
وجدانت هم خمار نمی‌شد از حقه‌های خالی
کدام لبت را ببوسم شب می‌شود
باری به هر جهت هر دو را
نه بالا اله!
یک زود شب!
یک زود روز !

عدنان نوروزی
شعر امروزی، ترکیبی از زبان و حسیت است. چنان‌چه یکی از این دو نباشد، شعر خواندنی نمی‌شود. یعنی اگر حسیت نداشته باشد، تصنعی می‌شود و اگر عنصر زبان را نادیده بگیرد، نمی‌توان انتظار سطرسازی و قطعه‌سازی را داشت.
عنصر گمشده‌ی این شعر حسیت است. عدنان اگر می‌خواهد بدل به یک شعر خواندنی شود، باید خودش را بنویسد و آن‌چه که درون اوست. با فکر کردن و زور زدن و چینش سطرها نمی‌توان به شعر رسید بلکه تنها می‌توان چند سطر زیبا را به شعر تزریق کرد.

اپیزود اول

باری به هر جهتی!
اسکیموهایت را خرگوشی می‌بندی
نه شرقی، نه غربی
یکی به چپ، یکی به راست
سلام بانو!

تازگی چه خبر؟ باری به هر جهتی یک رابطه بینامتنیت با ضرب المثلی با همین موضوع دارد اما از بعد هرمونوتیکی و با بررسی نشانه‌شناسی و استفاده از نشانه‌هایی چون
شرقی، غربی
چپ و راست
خرگوشی
می‌توان فهمید که منظور شاعر در اصل موهای خرگوشی معشوقه است که در آن یکی را به چپ و یکی را به راست می بندد و از طرفی منظور این است که هنوز نفهمیده معشوقه‌اش کدام طرفی است. به عبارتی گاهی به نعل می‌زند و گاهی به میخ. اما معلوم نیست این سردرگمی معشوقه‌اش از چیست. در بخش پایانی اپیزود اول شاعر سعی می‌کند با آوردن چند سطر که منطق زبانی آن از منطق زبانی سطرهای پیشین پیروی نمی‌کند و اصطلاحن لوگو شده، پای مخاطب را به صحنه شعر باز کند و درجه حسیت کار را بیشتر کند اما باید گفت این امر با ساده‌ترین و پیش پا افتاده‌ترین دیالوگ‌ها برقرار می‌شود که خود ضعفی در شعر او محسوب می‌شود.


اپیزود دوم
استوایی بنوش به سلامتی
روز اگر روزها طول بکشد
آفریقا می‌نوشند همه

استوا ارزان‌تر تمام می‌شود برای سلامتی در بخش بعدی شاعر که معلوم نیست چرا موهای معشوقه را به اسکیمو تعبیر کرده، به سراغ استوا می‌رود. شاید منظور شاعر از بخش اول، سردی معشوقه است. اما در بخش دوم با آوردن استوایی که نمادی از گرمی است، سعی می‌کند یک دوآلیزم در شعر ایجاد کند. سطر
آفریقا می‌شوند همه
نیز دقیقن روی همین موضوع گرمی و سردی افراد در رابطه‌ها تاکید می‌کند. اما در سطر آخر این بخش شاعر اشاره می‌کند «استوا ارزان‌تر تمام می‌شود برای سلامتی» و دقیقن معلوم نیست که منظور کدام ارزانی است. در اصل می‌توان گفت سپیدخوانی یکی از عناصر شعر امروزی‌ست اما نباید در آن زیاده‌روی کرد وگرنه مخاطب نشانه‌ها را گم کرده و دیگر به تاویل‌پذیری در شعر نخواهد رسید.


اپیزود سوم
(کاردی که گم می‌شود)
گلگی ندارد
مگر کارد ِاستخوان‌گیری پیدا شود
کاردها به لبیک رسیده‌اند حتی
کو گوسفند؟
پیدا هم شود حلال نمی‌شود
با چاقویی که لب دارد!
کدام لبت را می‌توانم ببوسم؟
کدام یک را سنگ !؟
شیطان مفت ولی سنگ ...
مفتش هم نمی‌ارزد این روزها

اگر شش ماه ِدیگر روز بماند! در این بخش شاعر یک رابطه بینامتنی نامذکور با آن مراسم مذهبی مربوط به حج برقرار کرده و سعی می‌کند با نشانه‌هایی چون
کارد، لبیک، گوسفند، حلال، سنگ، شیطان
یک رابطه متنی بین خود و معشوقه و قربانی کردن گوسفند در آن مراسم مذهبی برقرار کند. در این بین نیز یک رابطه بینامتنی با ضرب المثل
کارد به استخوان رسیده
برقرار کرده و سعی می‌کند با استفاده از این کشف و ارتباط آن با مراسم حج، خود را قربانی توصیف کند که در نظر معشوق شیطانی‌ست که سنگ می‌خورد. در آخرین سطر هم اشاره‌ای دارد به روزهای طولانی قطب که شش ماه است و این‌که رابطه‌اش دیگر با معشوق ارزشی ندارد حتا اگر مثل قطب 6 ماه روز (روشن باشد و اشاره دارد به روزگارش تیره و تاریک شده) باشد. شعر در همین‌جا به پایان می‌رسد و ادامه شعر حشو است و نیاز نیست که شاعر این‌قدر در شعر توضیح بدهد.
پیشنهاد پایانی به شاعر این است که به مقوله سپیدخوانی در شعر و نحوه کاربرد آن توجه بیشتری داشته باشد. زیرا سطرهایی در شعر مانند
یکی به چپ، یکی به راست....سلام بانو!......تازگی چه خبر؟
در اپیزود اول را می‌توان سپیدخوانی کرد که در ا پیزودهای دیگر نیز می‌توان مثال‌هایی را ذکر کرد. شاعر باید به مقوله اجرا هم توجه ویژه‌ای داشته باشد. تا آنجا که بسیاری از سطرها مانند
استوا ارزان‌تر تمام می‌شود برای سلامتی تقطیع اشتباهی دارند و باید به صورت:

استوا ارزان‌تر تمام برای سلامتي آورده شود تا هم سپیدخوانی در آن اتفاق بیفتد و هم اجرا قوی‌تر گردد


دیدگاه خود را ثبت کنید



* وارد کردن ایمیل اجباری است.بدرستی ایمیل راوارد کنید.
* وارد کردن نام اجباری است.بدرستی نام راوارد کنید.
* وارد کردن متن اجباری است. متن دیدگاه راوارد کنید.